در این مقاله در مورد:- 1. معنی بازارها 2. ویژگی های بازارها 3. عناصر 4. عملکرد.
اصطلاح ساختار بازار به نوع ترکیبات و ماهیت یک صنعت اشاره دارد. این شامل اندازه نسبی و مطلق بنگاه ها ، فعال در صنعت ، سهولت در ورود به تجارت ، منحنی تقاضا محصولات شرکت و غیره است.
بر این اساس دو قسمت از ساختار بازار وجود دارد ، در یک انتها بازار رقابت کامل و از طرف دیگر بازار انحصار کامل وجود دارد. در بین این دو اندام ، رقابت انحصاری ، الیگپولی ، دوپولی و غیره وجود دارد.
در استفاده مشترک ، کلمه بازار مکانی را تعیین می کند که برخی موارد خریداری و فروخته می شوند. اما وقتی در مورد کلمه بازار در اقتصاد صحبت می کنیم ، مفهوم بازار خود را به خوبی فراتر از ایده یک مکان واحد که صاحب خانه برای خرید چیزی به آن می رود ، گسترش می دهیم. برای هدف فعلی ما ، ما یک بازار را به عنوان منطقه ای تعریف می کنیم که خریداران و فروشندگان در مورد مبادله کالای خوب تعریف شده مذاکره می کنند. برای وجود یک بازار واحد ، باید خریداران و فروشندگان بتوانند با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و معاملات معنادار را در کل بازار انجام دهند.
چندین اقتصاددانان تلاش کرده اند اصطلاح بازار را همانطور که در اقتصاد استفاده می شود ، تعریف کنند.
برخی از آنها به صورت زیر است:
به گفته Cuot ، "اقتصاددانان با اصطلاح بازار ، هیچ مکان خاصی را که در آن چیزها خریداری و فروخته می شود درک نمی کنند ، بلکه کل هر منطقه ای که خریداران و فروشندگان در آن مقاربت رایگان با یکدیگر قرار دارند که قیمت یکسان است که قیمت یکسان استکالاها به راحتی و سریع به برابری تمایل دارند. "
از نظر پروفسور چاپمن ، "اصطلاح بازار نه لزوماً به یک مکان بلکه همیشه به یک کالا و خریداران و فروشندگان اشاره می کند که با یکدیگر رقابت می کنند".
به عبارت ساده ، اصطلاح بازار به ساختاری اشاره دارد که در آن خریداران و فروشندگان کالا در تماس نزدیک هستند.
مقاله شماره 2. ویژگی های بازارها:
بر اساس تعاریف فوق الذکر می توانیم از ویژگی های اصلی بازار ذکر کنیم:
برای وجود بازار ، کالایی- ضروری است که خریداری و فروخته می شود. بدون کالای بازار وجود ندارد.
خریداران و فروشندگان نیز برای بازار ضروری هستند. بدون خریداران و فروشندگان ، فعالیت خرید و فروش نمی تواند انجام شود که بخش اساسی یک بازار است.
باید منطقه ای وجود داشته باشد که در آن خریداران و فروشندگان کالا در آن زندگی کنند. ضروری نیست که خریداران و فروشندگان برای معامله در تجارت به یک مکان خاص برسند.
بین خریداران و فروشندگان باید تماس نزدیک و ارتباط برقرار شود. این ارتباط ممکن است با هر روش برقرار شود. به عنوان مثال ، در روزهای قدیمی این تماس و ارتباط فقط زمانی امکان پذیر بود که خریداران و فروشندگان یک کالای خاص بتوانند در یک مکان خاص قرار بگیرند.
اما اکنون با استفاده از وسایل ارتباطی ، حضور فیزیکی خریداران و فروشندگان در یک مکان خاص ضروری نیست. آنها می توانند از طریق نامه ها ، تلگرام ، تلفن و غیره با یکدیگر تماس بگیرند.
به عنوان مثال ، کشاورزان هند (یا فروشندگان غلات) هیچ ارتباط نزدیکی با مصرف کنندگان (یا خریداران) انگلیس ندارند ، از این رو اگرچه آنها خریداران و فروشندگان غلات هستند اما هنوز تحت تأثیر بازار قرار نمی گیرند.
(v) رقابت:
باید بین خریداران و فروشندگان کالا در یک بازار رقابت برقرار شود.
مقاله شماره 3. عناصر رفتار بازار:
در اینجا ، غلظت فروشنده در صنعت خاص تعداد شرکتهای فعال بسیار محدود است و این چند شرکت بخش بزرگی از کل عرضه را تولید می کنند. به عبارت دیگر ، بنگاه های موجود در بازار قدرت بازار را دارند به این معنا که هر یک از این بنگاهها می توانند با ایجاد تغییر در مقدار محصول خود ، بر قیمت بازار تأثیر بگذارند.
در رقابت کامل ، هر شرکت بخش بسیار کمی از کل تولید را تولید می کند. از این رو ، نمی تواند بر قیمت بازار تأثیر بگذارد. در این نوع بازار ، غلظت فروشنده صفر است. بنابراین ، همانطور که از بازار رقابتی کامل به سمت بازار انحصاری خالص حرکت می کنیم ، مقدار غلظت فروشنده افزایش می یابد.
هر شرکت رقابتی سعی می کند با ایجاد تفاوت در محصول ، قدرت بازار را بدست آورد. از نظر اقتصادی تفاوت در محصول یا ناهمگونی محصول بر بازار ، ساختار به طور قابل توجهی تأثیر می گذارد. در موقعیت محصول همگن هنگامی که یک فروشنده حتی تغییر جزئی در قیمت محصول ایجاد می کند ، مصرف کنندگان شروع به خرید محصول فروخته شده توسط سایر تولید کنندگان می کنند.
به عبارت دیگر ، بنگاه تولید محصول همگن باید با منحنی تقاضای کاملاً الاستیک روبرو شود. برعکس در موقعیت محصولات ناهمگن ، هر شرکت واحد می تواند مقداری قیمت را افزایش دهد بدون اینکه به دلیل ترجیح مصرف کننده تحت تأثیر قرار گیرد.
در بازار رقابت کامل ، همه بنگاهها محصول یکسان یا همگن را می فروشند. اما در بازار ، در حقیقت یک محصول واحد توسط تولید کنندگان مختلف فروخته می شود و ادعا می کند که تمام محصولات (مانند خمیر دندان) یکسان نیستند. تولیدکنندگان با وجود تفاوت های محلی ، تنوع ، بسته بندی ، اندازه ، رنگ ، طعم ، وزن و غیره را به ارمغان می آورند ، تنوع با استفاده از خدمات خرده فروشی ، تحویل خانه ، تسهیلات اعتباری و غیره مشاهده می شود.
غلظت فروشنده نشان می دهد که چگونه برخی از بنگاه ها تسلط خود را در یک صنعت کسب می کنند ، در نتیجه رقابت واقعی بین بنگاه ها کاهش می یابد یا محدود می شود. اگر برخی موانع در ورود بنگاه های جدید وجود داشته باشد ، رقابت آینده نگر نیز محدود است.
انواع چنین موانعی به شرح زیر است:
(i) سود هزینه به شرکت فعلی که در دسترس شرکت های جدید نیست.
(ب) موانع قانونی در ورود.
(iii) تفاوت محصول و تبلیغات و غیره باعث وجود ترجیح شدید در بین مصرف کنندگان برای محصولات فروخته شده توسط شرکت های مستقر می شود.
جدا از این عناصر اصلی ، عناصر دیگری وجود دارد که باید مورد توجه قرار گیرد. یکی از آنها نرخ رشد تقاضای بازار است. در این شرایط بنگاهها تا حدودی بیکار هستند. برعکس ، در یک صنعت به سرعت در حال رشد ، شرکت ها نیز رقابتی تر می شوند. در بازار رو به رشد ، هر بنگاه در تلاش است و در تلاش برای تقاضای بیشتر است.
اگر خاصیت ارتجاعی بیشتر در مورد تقاضای قیمت یک محصول وجود داشته باشد ، این شرکت برای افزایش بخش در کل فروش انگیزه برای کاهش قیمت خواهد داشت. در شرایط الیگوپولی وقتی یک شرکت کاهش می یابد قیمت سایر بنگاه ها نیز همین کار را انجام می دهند. سپس همه بنگاهها در شرط تقاضای الاستیک بیشتر سود می برند. اگر تقاضای محصول غیرقانونی باشد ، هیچ شرکت تمایل به تغییر قیمت نخواهد داشت.
مقاله شماره 4. عملکرد بازار:
عملکرد بازار به معنای ارزیابی مشتق از رفتار هر صنعت در هنگام رفتار متفاوت از قوانین برتر تعیین شده بازار است. فرض بر این است که در موقعیت رقابت کامل فقط یک صنعت می تواند عملکرد خوبی داشته باشد. اما هنگامی که بازار از شرط رقابت کامل مشتق می شود ، رفتار بازار نیز تغییر می کند. حال این سؤال پیش می آید که چگونه می توان عملکرد بازار را در هر صنعت ارزیابی کرد؟
برخی از شاخص های قابل قبول به شرح زیر است:
همه بنگاه ها مانند سودآوری ، حداکثر سود یا سطح رضایت بخش سود دارند. اما سودآوری در هر صنعت فقط به عملکرد شرکت بستگی ندارد. همچنین بستگی به قدرت انحصاری ، تنوع محصول یا استفاده ناکارآمد از منابع و غیره دارد. اقتصاددانان از فرضیه سود عادی استفاده کرده اند. این نرخ سود است که باعث می شود بنگاه صنعت را ترک نکند. سطح عملکرد بر مقدار سود به میزان قابل توجهی تأثیر می گذارد.
این یک شاخص از تولید در واحد ورودی است که استفاده می شود ، اگر تولید بیشتر توسط همان واحدها امکان پذیر باشد ، رشد در بهره وری وجود دارد. رشد در تولید نشانگر عملکرد کارآمد یک صنعت است.
اما این شاخص نیز بدون کاستی های عملی نیست. تا زمانی که نتوانیم عوامل دیگر را پایدار نگه داریم ، اندازه گیری بهره وری از وسایل/ ورودی های خاص مانند نیروی کار در سرمایه دشوار است. علاوه بر این ، واحدهای کار ، سرمایه یا زمین ناهمگن هستند ، بنابراین وقتی تغییر در مقدار ورودی رخ می دهد ، در کیفیت آن نیز تغییری ایجاد می شود. به عنوان مثال وقتی کارگران بیشتری را استخدام می کنیم ، ابتدا افراد ماهر تری را استخدام می کنیم و بعد از آن مهارت کمتری نیز می کنیم.
اطلاعات مربوط به عملکرد یک صنعت را می توان از نرخ رشد آن نیز بدست آورد. اندازه گیری نرخ رشد یک صنعت را می توان از محصول ، اشتغال و ایجاد ثروت مشخص کرد. اما هر شاخص در اندازه گیری عملکرد مشکلاتی ایجاد می کند.
به عنوان مثال ، این امکان وجود دارد که در یک صنعت بیشتر و بیشتر افراد اشتغال کسب کنند ، یا نرخ سریع انباشت ثروت وجود دارد. اما همچنین ممکن است که از منابع استفاده نشود. به همین ترتیب وقتی نرخ رشد بالا باشد ، ما اطلاعاتی در مورد هزینه تولید نداریم ، خواه کم و بیش.
حال این سؤال پیش می آید که آیا ساختار بازار بر شاخص های عملکرد بازار تأثیر می گذارد یا خیر. سودآوری یکی از بسیاری از شاخص های عملکرد است. به عنوان مثال در رقابت کامل ، یک شرکت در دراز مدت سود عادی کسب می کند در حالی که در انحصار یا بازار با قدرت انحصارگرایی ، شرکت در دراز مدت سود فوق العاده عادی کسب می کند.
غلظت بیش از حد فروشنده ، موانع ورود و اختلاف محصول می تواند باعث شود شرکت در دراز مدت سود بیشتری کسب کند. به همین ترتیب ما شاخص رشد را می گیریم. هم در بازار انحصار و هم در بازارهای الیگپولی کمتر از ظرفیت خود تولید می کند یا موقعیت ظرفیت اضافی وجود دارد.
بنابراین ، رشد شرکت تحت تأثیر منفی قرار می گیرد. بهره وری و کارآیی با یکدیگر همراه است. در موقعیت انحصار و الیگوپولی یک شرکت از ظرفیت اضافی برخوردار است و این به معنای استفاده ناکارآمد از منابع و سطح پایین بهره وری است. سرانجام ، عملکرد اجتماعی یک شرکت نیز تحت تأثیر ساختار بازار قرار دارد. در انحصار و رقابت کامل ، مصرف کننده و نیروی کار ، هر دو مورد سوء استفاده قرار می گیرند. رشد رقابت باعث کاهش قدرت بهره برداری از تولید کنندگان می شود.
سطح عملکرد یک صنعت را می توان در مورد بسیاری از پایگاه های اجتماعی ارزیابی کرد. این پایگاه های اجتماعی می توانند توزیع مجدد درآمد یا سایر شاخص های رفاه اجتماعی باشند. به عنوان مثال ، عملکرد اجتماعی صنعت پزشکی با کاهش دوره بیماری یا میزان مرگ و میر قابل اندازه گیری است.
اگر گسترش/رشد هر صنعت منجر به کاهش نابرابری های فعلی درآمد در جامعه شود ، یا به کاهش فقر یا بیکاری کمک می کند ، می توان سطح عملکرد صنعت را بالا برد.
ساختار بازار عملکرد متقابل عملکرد:
در اقتصاد خرد ، تعادل شرکت و صنعت مورد مطالعه قرار می گیرد. برعکس ، اقتصاد صنعتی بیشتر مربوط به تغییر در ساختار بازار است و در نتیجه تغییر رفتار بازار یا رفتار شرکت ایجاد می شود که در نهایت بر عملکرد بازار آنها تأثیر می گذارد. بنابراین ، اقتصاد صنعتی را می توان با کمک رویکرد عملکرد یا مدل عملکرد ساختار مورد مطالعه قرار داد.
پیچیدگی روابط متقابل:
به گفته اقتصاددانان ، روابط متقابل بین ساختارها ، عملکرد رفتار به اندازه کافی پیچیده است. برای نتیجه گیری می توان گفت که ساختار بازار بر رفتار یک شرکت تأثیر می گذارد و رفتار یک شرکت بر عملکرد (سودآوری) آن در بازار تأثیر می گذارد.
فارکس حرفه ای...
برچسب :
نویسنده : مرتضی احباب
بازدید : <-PostHit->