چگونه با الگوهای ذهنی مشترک موفقیت تیم خود را افزایش دهید

ساخت وبلاگ

این تمرین ها را با تیم خود امتحان کنید و تجربه کنید که مدل های ذهنی مشترک چه تفاوتی می توانند ایجاد کنند.

Sarah Goff-Dupont

هیچ چیز مانند بحران برای گرد هم آوردن گروه های چند رشته ای از مردم وجود ندارد. مورد 33 معدنچی شیلیایی را در نظر بگیرید که پس از ریزش در نزدیکی محل کارشان در سال 2010 خود را در عمق 700 متری زیر زمین گرفتار شده اند. تیمی متشکل از متخصصان شرکت معدن، دولت شیلی، نیروی دریایی شیلی، سازمان های زمین شناسی در سراسر جهان وحتی ناسا تقریباً یک شبه مونتاژ شد. آنها بیش از دو ماه شبانه روز کار کردند تا اینکه همه معدنچیان به بالای زمین برگشتند و به خانواده خود ملحق شدند.

خوشبختانه، زمانی که بیشتر ما درگیر کارهای بین رشته ای هستیم، ریسک آن قدرها زیاد نیست. اما به گفته دکتر امی ادمونسون، استاد رهبری و مدیریت Novartis در دانشکده بازرگانی هاروارد و نویسنده کتاب "Extreme Teaming"، بسیاری از عواملی که منجر به موفقیت عملیات نجات شد نیز در موفقیت هر یک نقش دارند. تیم های محل کار روزانه

  • تیم نجات یک ماموریت روشن با اقدامات موفقیت آمیز قابل انطباق داشت (زنده کردن معدنچیان، یا در صورت عدم موفقیت، تحویل دادن اجساد آنها به خانواده ها).
  • آنها از تخصص و استقلال مناسب برای انجام وظایف خود به بهترین شکلی که می دانستند برخوردار بودند.
  • و شاید مهم تر از همه، آنها مدل های ذهنی از جدول زمانی کارشان (ASAP)، اولویت هایشان (جان های انسان بر هزینه های پولی یا زیست محیطی)، و نحوه تطبیق مشارکت های هر متخصص در کل عملیات را به اشتراک گذاشتند.

مدل های ذهنی مشترک راه زیادی را برای از بین بردن اصطکاک ناشی از همکاری متقابل انجام می دهند. اما آنها "فقط اتفاق نمی افتند"آنها باید مانند هنجارهای اجتماعی پرورش یابند.

اگر به نظر می رسد به عنوان یک کار پرمشغله یا مدیریتی خسته کننده به نظر می رسد، دل ببندید. ساختن مدل های ذهنی مشترک با تیم تان به طور قابل توجهی ارزشمند است و می توانید آن را به گونه ای انجام دهید که کار پروژه تان را همزمان به جلو براند. حتی ممکن است لذت ببرید.

داستان هایی از این قبیل را در صندوق ورودی خود دریافت کنید

بنابراین، مدل های ذهنی مشترک دقیقاً چه هستند؟

مدل های ذهنی بازنمایی های درونی هستند که به ما امکان می دهند به طور مؤثر با جهان تعامل داشته باشیم. بر خلاف هنجارهای فرهنگی، که رفتار ما را به نوعی هدایت می کنند، مدل های ذهنی یک جزء اگر/آنوقت دارند. به عنوان مثال، مدل ذهنی من از درختان کاج می گوید که اگر پشت به یکی تکیه کنم، شیره در موهایم گیر می کند.

همانطور که دکتر ادموندسون آنها را توصیف می کند ، مدلهای ذهنی مشترک "اعتقادات علی مشترک" هستند که به ما در تعامل با یکدیگر کمک می کنند. به عبارت دیگر ، آنها در مورد حضور در همان صفحه هستند. ما آنها را هر بار که برای کسی لطف می کنیم ، آنها را در عمل می بینیم: اگر امروز به شما کمک کنم ، می توانم به طور منطقی انتظار داشته باشم که در آینده به من کمک کنید.

مدلهای ذهنی مشترک اساساً در مورد حضور در همان صفحه هستند.

در چارچوب کار تیمی ، مدل های ذهنی مشترک حول نقش و مسئولیت اعضای تیم ، جریان اطلاعات و نحوه تعامل آنها با یکدیگر بر اساس مهارت ها و ترجیحات هر عضو می چرخند. درک مشترک و پیش بینی متقابل که از داشتن مدلهای ذهنی مشترک ناشی می شود ، به تیم ها کمک می کند تا یکنواخت همکاری کنند.

مدل های فلزی مشترک چگونه بر عملکرد تیم تأثیر می گذارند

اگر قبلاً این مورد را شنیده اید ، مرا متوقف کنید. یک مهندس ساخت یک قطعه نرم افزار را به پایان رساند. آنها سپس آن را به یک مدیر شبکه منتقل می کنند که با استقرار آن با بسیاری از مشکلات استفاده می کند ، اما در نهایت آن را بالا می برد. تسکین یافته ، مدیر شبکه سپس به یک بازاریاب می گوید که این نرم افزار آماده فروش است. بازاریاب به نرم افزار نگاه می کند و می گوید: "صبر کنید: من نمی توانم این را به دلایل X ، Y و Z بفروشم. و چرخه تکرار می شود. از آنجا که هر شخص الگوی ذهنی خود را از آنچه "خوب" به نظر می رسد ، دارد ، جدول زمانی پروژه در حالی که تیم فرصت های دیگر را از دست نمی دهد ، ادامه می یابد.

How to be an amazing project team in a changing world

چگونه می توان یک تیم پروژه شگفت انگیز در دنیای در حال تغییر

مدلهای ذهنی مشترک همچنین می توانند بر "چه" تأثیر بگذارند به همان اندازه که بر "چه موقع" تأثیر می گذارند. افسانه می گوید که سر آلک ایسیگونیس ، طراح اتومبیل بریتانیایی که با مینی روبرو شد ، یک بار اظهار داشت که یک شتر اسب است که توسط کمیته طراحی شده است.(ما این واقعیت را نادیده می گیریم که شترها واقعاً با محیط طبیعی خود سازگار هستند. نظر او هنوز معتبر است.) وقتی گروهی از افراد از رشته های مختلف چیزی را با هم ایجاد می کنند - و از مزایای مدل های ذهنی مشترک برخوردار نیستن د-محصول غالباً فاقد یک هدف واضح است یا به نظر می رسد کمی ... خاموش است.

در مقابل ، هنگامی که اعضای تیم درک آنچه را که بهینه می شوند به اشتراک می گذارند ، می توانند تصمیمات خوبی بگیرند که یک روز بعد حدس نمی زنند. آنها همچنین مجموعه ای قوی تر از گزینه ها را انتخاب می کنند. هنگامی که مردم به تخصص تجارت اشاره می کنند ، می توانند ایده های معناداری را که توسط دانش جمعی گروه آگاه می شوند ، ارائه دهند و این منجر به راه حل های خلاقانه تر می شود.

دکتر ادموندسون خاطرنشان می کند: "اغلب اوقات مردم با ذهنیت انتخاب در بین دو گزینه دیگر آشکار مانند Go در مقابل No-Go به تصمیم گیری می روند.""اما با قدم زدن در مورد چگونگی فکر کردن در مورد اوضاع و شواهدی که می گیرم به این معنی است که ما نه تنها یک دیدگاه سطح بالا ، بلکه جزئیات دانه ای از نحوه رسیدن به آنجا را به اشتراک می گذاریم."

علاوه بر این ، مدلهای ذهنی مشترک هماهنگی تیم را بهبود می بخشند. همانطور که دکتر ادموندسون خاطرنشان می کند ، "جمع شدن در رشته ها فضای زیادی را به جا می گذارد که ما می توانیم از چیزهایی که فقط از آنها آگاه نیستیم با یکدیگر ناامید شویم."هرچه هم تیمی ها در همان صفحه قرار بگیرند ، فضای آن بیشتر می شود.

بنابراین یک تیم متقاطع خوب و مناسب برای انجام چیست؟با یکدیگر صحبت کنیدهر چه زودتر بهتر.

دکتر ادموندسون آن را از نظر اصطلاحاتی توضیح می دهد که باید برای هر کسی که از شیوه های چابک استفاده می کند آشنا باشد."ایده این است ،‘ یک دقیقه صبر کنید: اگر مهندسی و تولید و بازاریابی همه در ابتدا در اطراف یک میز نشسته اند؟ممکن است برخی از بینش های واقعی وجود نداشته باشد که به پروژه کمک کند؟ "" پاسخ ، البته ، بله است.

این طور نیست که همه باید در زمینه های یکدیگر متخصص باشند. اما در جایی که کار یک شخص کار شخصی را از یک رشته متفاوت لمس می کند ، باید یک مدل ذهنی مشترک بسازند که به آنها کمک می کند تا در آن رابط درک و کار کنند.

با این حال ، این به طور خودکار اتفاق نمی افتد. تیم ها باید عمداً از یکدیگر تدریس و یاد بگیرند. این بدان معناست که فرض کنید افراد اطراف شما احمق نیستند فقط به این دلیل که آنها حتی ابتدایی ترین ترفندهای تجارت شما را نمی دانند ، و توضیح چیزها را به شکلی توضیح می دهند که شخصی از یک رشته متفاوت می تواند درک کند.

3 مدل ذهنی مشترک برای تیم های عملکردی متقابل

این که آیا شما یک متخصص تغذیه هستید که در یک شرکت بیمه کار می کنید یا یک متالورژیست که در زمینه تولید کار می کند ، مشکلاتی که شما برای حل آن وظیفه دارید به طور فزاینده ای پیچیده است. در حقیقت ، 90 ٪ سازمان ها می گویند که برای انجام کار به تیم های پروژه چند رشته ای متکی هستند. مهم نیست که چه نوع پروژه ای را شروع می کنید ، وقت خود را برای پرورش این سه مدل ذهنی مشترک همه منظوره اختصاص دهید تا تیم شما بتواند از پتانسیل کامل خود استفاده کند.

با استفاده از پیوندهای زیر ، دستورالعمل های گام به گام کامل را برای هر تمرین توصیه شده (که "نمایشنامه" نیز نامیده می شود) پیدا کنید. یا ، مجموعه کامل ما را در دفترچه بازی تیم Atlassian مرور کنید و نمایشنامه هایی را پیدا کنید که متناسب با تیم شما باشد. این همه رایگان است ، بدون ثبت نام لازم است.

سلامت تیمی

از اصول اولیه شروع کنید. با استفاده از تکنیک Team Health Monitor یک مدل ذهنی مشترک بسازید که کار کردن با یکدیگر به عنوان یک تیم به نظر (و احساس) شبیه است. این تمرین را به عنوان بخش های مساوی جلسه پروژه-وضعیت و جلسه گروه درمانی در نظر بگیرید. شما از خود سوالاتی مانند "آیا ما درک مشترکی از ارزش و اهداف پروژه داریم؟"آیا ما وابستگی ها را به طور موثر مدیریت می کنیم؟آیا آنچه را که امروز می آموزیم در برنامه های فردا قرار می دهیم؟»

Could active listening fix all your work problems?

آیا گوش دادن فعال می تواند تمام مشکلات کاری شما را برطرف کند؟

هر سوال به گونه ای طراحی شده است که مسائل نوپایی را که اعضای تیم ممکن است نتوانند از نقطه نظر خاص خود ببینند طراحی شده است. از آنجا، می توانید قبل از اینکه مسائل مسدودکننده شوند، اقدام کنید.

این تکنیک همچنین زمینه را برای ساختن مدل های ذهنی مشترک دیگر فراهم می کند. دکتر ادمونسون توضیح می دهد: «مردم اغلب از افشای نادانی خود در مقابل کارشناسان حوزه های مختلف می ترسند."آنچه برای افراد در یک زمینه آشکار است ممکن است برای کسانی که در زمینه دیگری هستند مرموز باشد، و این احتمال را افزایش می دهد که یک سوال منطقی به عنوان یک سوال احمقانه شناخته شود."از آنجایی که Team Health Monitor شرکت کنندگان را تشویق می کند آشکارا به اشتراک بگذارند و کمی آسیب پذیر باشند، آنها با احساس ارتباط بیشتر و کمتر خجالتی از پرسیدن سؤال های «احمقانه» در مورد کار یکدیگر کنار می روند.

توجه: Team Health Monitor فرض می کند که تیم شما حداقل برای چند هفته با هم کار کرده است. اگر تیم شما در حال شکل گیری است، تمرین توافق نامه های کاری را امتحان کنید تا مدل هایی را برای مواردی مانند ارتباطات و تصمیم گیری ایجاد کنید.

چه کسی چه کاری انجام می دهد (و چه زمانی)

بیانیه ی if/then در اینجا این است: «اگر همه ما در موقعیت های خود بازی کنیم، در آن صورت می توانیم کار با کیفیت را به موقع ارائه دهیم و همچنان در پایان پروژه با شرایط صحبت کردن ادامه دهیم.»مسئله این است که اعضای تیم احتمالاً تصورات متفاوتی از موقعیت هر فرد دارند. اینجاست که کارگاه نقش ها و مسئولیت ها وارد می شود.

این سرمایه گذاری یک ساعته با توضیح اینکه چرا هر فرد در تیم است و چه انتظاری از او می رود، نتیجه می دهد. با یک مدل ذهنی مشترک در مورد نقش ها و مسئولیت ها، تیم شما می تواند از سقوط توپ ها و تلاش های تکراری جلوگیری کند.

چه چیزی "خوب" به نظر می رسد

همانطور که در مثال نرم افزار بالا دیدیم، تعاریف متضاد از موفقیت منجر به انجام کارها، اشتباهات و در نهایت نتایج ضعیف می شود. دو تمرین می تواند به آن کمک کند.

اول ، تکنیک معاملات تجاری همه را در همان صفحه در رابطه با چه چیزی بهینه می کند ، چقدر سفت و سخت در مورد آن و چه امتیازاتی می تواند درگیر شود. با بازگشت به داستان معدنچیان شیلی ، همه افراد در تیم نجات فهمیدند که برای بهینه سازی سرعت و ایمنی معدنچیان نیاز دارند - حتی اگر این به معنای خرج کردن پول زیادی یا آسیب رساندن به چشم انداز در این فرآیند باشد. این امر به اعضای تیم اجازه می دهد تا بیشترین تصمیمات را به صورت خودمختار اتخاذ کرده و سریعتر پیشرفت کنند.

در مرحله بعد ، یک کارگاه ، سیگنال ها را امتحان کنید و اندازه گیری کنید. همانطور که از نام آن پیداست ، این تمرین منجر به تعریف مشترک از موفقیت می شود و سیگنالهایی را نشان می دهد که نشان می دهد شما در مسیر صحیح هستید.

چند مورد از این تمرینات را با تیم خود امتحان کنید و دست اول را تجربه کنید و تفاوت مدل های ذهنی مشترک می تواند ایجاد کند. حتی اگر زندگی را نجات ندهید ، سردردهای زیادی را نجات خواهید داد.< SPAN> اول ، تکنیک معاملات همه در همان صفحه در مورد آنچه بهینه سازی می شود ، چقدر سفت و سخت در مورد آن و چه امتیازاتی ممکن است درگیر شود. با بازگشت به داستان معدنچیان شیلی ، همه افراد در تیم نجات فهمیدند که برای بهینه سازی سرعت و ایمنی معدنچیان نیاز دارند - حتی اگر این به معنای خرج کردن پول زیادی یا آسیب رساندن به چشم انداز در این فرآیند باشد. این امر به اعضای تیم اجازه می دهد تا بیشترین تصمیمات را به صورت خودمختار اتخاذ کرده و سریعتر پیشرفت کنند.

فارکس حرفه ای...
ما را در سایت فارکس حرفه ای دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرتضی احباب بازدید : <-PostHit-> تاريخ : دوشنبه 22 اسفند 1401 ساعت: 16:33