
بعد از تعریف استراتژی سازمان خود می توانید اجرای آن را شروع کنید. به این کار اجرای استراتژی نیز گفته می شود. همانطور که در مقاله قبلی در مورد اجرای استراتژی توضیح داده شده است ، من کاملاً با رویکرد جرون د فلندر موافقم که این روند را به عنوان "کمک به مردم در انتخاب های کوچک مطابق با یک انتخاب بزرگ" تعریف می کند.
در این مقاله یک رویکرد 10 مرحله ای در مورد چگونگی اجرای موفقیت آمیز استراتژی شما ارائه شده است.
یکی از چالش های اجرای استراتژی صرفاً درک یک استراتژی است. یک روش مؤثر برای بهبود این درک ، تجسم استراتژی از طریق یک تصویر است که هم عناصر مهم استراتژی را نشان می دهد و هم چگونه هر یک با یکدیگر ارتباط دارند.
چارچوب هایی مانند نقشه استراتژی توسط Kaplan و Norton ، نقشه فعالیت توسط مایکل پورتر یا نقشه موفقیت توسط اندی نیلی می تواند در این زمینه به شما کمک کند.
به عناصر اصلی استراتژی شما باید یک اندازه گیری عملکرد به راحتی درک شود. مجموعه کاملی از اقدامات عملکرد استراتژیک را می توان در یک داشبورد ، یک کارت امتیازی متعادل یا برخی از چارچوب های دیگر مانند OKRS سازماندهی کرد ، بنابراین همه می توانند تعیین کنند که آیا پیشرفت در اجرای استراتژی انجام شده است.
اجرای استراتژی خود وقتی که خود استراتژی به خوبی درک نشده است ، یا عملکرد نسبت به آن ارتباط برقرار نمی کند ، نزدیک به غیرممکن است. رهبران باید استراتژی تجسمی خود را به سازمان به گونه ای ارتباط برقرار كنند كه به سازمان كمك كند نه تنها آنچه را كه باید انجام شود ، بلکه به این دلیل باشد.
ارتباطات شفاف و واضح ، درک و تعامل لازم را برای استراتژی جدید/اقتباس ایجاد می کند.
به عنوان مثال ، یک رویداد استراتژی بزرگ و یک ایمیل با استراتژی واحد تقریباً کافی نیست. از سایر سیستم عامل های جلسات ، گروه های بحث و گفتگو ، برخوردهای غیررسمی و رسمی ، جلسات مدیریت عملکرد ، اینترانت ها ، وب سایت ها ، صفحه نمایش ، گوشه های قهوه ، بیلبوردها و سایر وسایل برای برقراری ارتباط استفاده کنید.
به همان روشی که مالی ماهانه بررسی می شود ، استراتژی شما باید به طور مرتب بررسی شود. تمرکز این بررسی ها باید مشخص شود که آیا استراتژی در حال تولید نتایج است ، نه برای کنترل عملکرد.
استراتژی تجارت شما یک فرضیه است. این بهترین تخمین شما از مسیر موفقیت است ... اما هنوز هم یک تخمین است. به همین دلیل مهم است که در پایان یک چرخه مدتی طول بکشید تا به عقب برگردید و فرضیه خود را بررسی کنید. برای بررسی استراتژی خود در برابر واقعیت.
اجرای استراتژی بسیار شبیه قایقرانی یک قایق به سمت یک مقصد برنامه ریزی شده است. یک دوره تعریف شده و یک مکمل کامل از نمودارهای ناوبری ، هرگز نیاز به هوشیار بودن ، ارزیابی محیط و ایجاد اصلاحات را از بین نمی برد. به عنوان بخشی از بررسی های منظم استراتژی ، شما باید تصمیمات استراتژیک در حال انجام را اتخاذ کنید تا استراتژی جریان و جریان را حفظ کنید.
ممکن است سازمان ها ، اگر نه صدها نفر ، از پروژه های در هر نقطه ای در حال انجام باشند ، اما به ندرت در مورد نوع و دامنه این پروژه ها درک می کنند. اولین قدم برای بهبود اجرای استراتژی پروژه گرا ، ضبط و طبقه بندی کلیه پروژه هایی است که در طول یک سازمان در حال انجام و برنامه ریزی شده اند.
هنگامی که اهداف استراتژیک تعریف شد ، که خود یک فرایند غیرقانونی است ، آنها را به پیشنهادات پروژه پیوند می دهد و پروژه های موجود شما نسبتاً ساده است. هر پروژه را می توان بررسی کرد تا میزان پشتیبانی از هر یک از اهداف استراتژیک را مشاهده کند.
پس از اسیر پروژه ها ، آنها باید با استراتژی ها یا اهداف سازمان هماهنگ شوند. این مرحله مستلزم مقایسه هر پروژه ، پیشنهادی یا در حال انجام با اهداف استراتژیک است تا مشخص شود که آیا تراز وجود دارد.
این فعالیتی است که در آن رویاهای شما در برابر واقعیت اجرا می شوند ، استراتژی تجاری شما با عملیات مطابقت دارد و منابع شما به فرمول استراتژی اضافه می شود. این یکی از دشوارترین اقدامات در اجرای استراتژی است - و همچنین جایی است که اجرای آن اغلب اشتباه می شود.
این مرحله همه چیز در مورد انتخاب ، اولویت بندی و اجرای پروژه های مناسب است. هدف این نیست که 10 پیشنهاد پروژه را با بالاترین بازده سرمایه گذاری انتخاب کنید بلکه اطمینان حاصل کنید که پروژه ها به اهداف استراتژیک تجارت می پردازند.
سازمانها باید به منظور اجرای مؤثر استراتژی ، در مدیریت و اجرای پروژه توانایی ایجاد کنند. پروژه ای که تحویل داده نشده است به معنای مزایایی است که تحویل داده نشده است ، و برای پروژه های استراتژیک این بدان معنی است که این استراتژی اجرا نشده است (یا بخشی از آن ، به هر حال).
هدف مهم اجرای استراتژی شما باید از توان پروژه بالایی برخوردار باشد. پروژه ها را سریع تحویل دهید تا از مزایای خود استفاده کنید و سازمان شما برای ارائه مزایای اضافی برای پروژه های جدید آزاد می شود.
برای یک سازمان معمولی این به معنای سه چیز است:
1) انجام پروژه های کمتر به صورت موازی. به طور متوسط ، فقط نیمی از کارهایی که اکنون انجام می دهید. 2) روی انجام پروژه های مناسب تمرکز کنید. 3) بر بهبود قابلیت تحویل پروژه خود تمرکز کنید.
کارکنان می خواهند بدانند که آنها در موفقیت سازمان خود سهم معناداری دارند. این وظیفه رهبران ارشد است که اطمینان حاصل کنند که کارمندان در همه سطوح می توانند نقش های شخصی خود را در مورد دستیابی به اهداف استراتژیک خاص بیان و ارزیابی کنند.
این شاید یکی از مهمترین جنبه های روند اجرای باشد.
در اجرای استراتژی ، مانند هر حوزه دیگری از مدیریت ، آنچه اندازه گیری می شود انجام می شود. با طی کردن این یک قدم جلوتر ، آنچه اندازه گیری و پاداش می شود سریعتر انجام می شود. مدیران ارشد پس از توضیح استراتژی و تراز کردن سازمان خود با آن ، مشوق هایی را ایجاد می کنند که باعث می شود رفتارها سازگار با استراتژی باشد. اهداف فردی را با استراتژی در سطح سازمانی پیوند دهید.
مهم نیست که استراتژی شما چقدر برنامه ریزی شده باشد ، اجرای این استراتژی به طور مؤثر برای دستیابی به نتایج بسیار مهم است. در حالی که این رویکرد 10 مرحله ای موفقیت اجرای استراتژی را تضمین نمی کند ، شانس شما را تا حد زیادی بهبود می بخشد.
فارکس حرفه ای...
برچسب :
نویسنده : مرتضی احباب
بازدید : <-PostHit->