معرفی

ساخت وبلاگ

ثابت شده است که راه رسیدن به یک اتحادیه «هرچه نزدیکتر» که در ابتدا در معاهده رم ترسیم شده بود طولانی تر و پر پیچ و خم تر از حد انتظار است. همگرایی اقتصادی تنها یکی از ابعاد فرآیند ادغام اروپا است و اگرچه از بسیاری جهات می توان آن را کاملاً موفق تلقی کرد، حتی پس از راه اندازی اتحادیه پولی اروپا، از شکست ها و انحراف های مختلفی عبور کرده است. در واقع، افزایش ناگهانی نرخ بهره بدهی های عمومی در منطقه یورو در هفته های اول سال 2009 برای بسیاری از ناظران که به این ایده عادت داشتند که اوراق قرضه دولتی به یورو قبلاً بازدهی مشابهی داشتند، غافلگیرکننده بود. آیا این تکرار تفاوت در حق بیمه های ریسک نشانگر فروپاشی منطقه یورو است؟تناقض این است که به نظر می رسد اتحادیه پولی اروپا برای غیرعضوها جذاب تر شده است - ایسلند، دانمارک، مجارستان، و احتمالاً سوئد و بریتانیا ممکن است به زودی وسوسه شوند که به عضویت درآیند - در حالی که برخی از اعضا به زودی با تولد دوباره مالی از آن خارج خواهند شد. انضباط بازار، بر اساس نشانه های درک شده از واگرایی و تنش در بین دولت های ملی در منطقه یورو.

سال 22009 دهمین سالگرد ایجاد واحد پول اروپایی است. همچنین سی امین سالگرد سیستم پولی اروپا (EMS) و بیستمین سالگرد گزارش دلور است که در سال 1989، طرحی را برای یکسان سازی پولی تنظیم کرد و بر انتخاب یک پیشرفت تدریجی و نهادی به سمت معرفی یک ارز واحد تاکید کرد.: اتحادیه پولی به عنوان "تاج" فرآیند همگرایی تلقی می شود. معاهده ماستریخت این فرآیند گام به گام را با تحمیل «معیارهای همگرایی» معروف سازماندهی کرد که قرار بود کشورهای عضو آینده را برای سیاست پولی یکسان و «یک اندازه» بانک مرکزی اروپا (ECB) آماده کند..

مقاله 3 ، تلاشی برای ارزیابی میزان دستیابی به همگرایی اقتصادی در اتحادیه اروپا یا به اصطلاح در منطقه یورو است که اکنون 16 کشور عضو را از 27 نفر تشکیل می دهد. راه اندازی یورو - 11 عضو اصلی (اتریش ، بلژیک ، فنلاند ، آلمان ، فرانسه ، ایرلند ، ایتالیا ، لوکزامبورگ ، هلند ، پرتغال و اسپانیا) به علاوه یونان ، که در سال 2001 به آن پیوسته است - سایرین هم تازه وارد و هم تازه وارد هستندخیلی کوچک است که واقعاً قابل توجه باشد. بخش 1 در مورد معانی مختلفی که می تواند به "همگرایی" وصل شود ، بحث خواهد کرد ، در حالی که بخش 2 استدلال می کند که نوع همگرایی حاصل از آستانه اتحاد پولی تقریباً منحصراً اسمی بوده و تا حد زیادی مصنوعی است. در بخش 3 ، ما نشان می دهیم که رویکرد "یک اندازه متناسب" برای سیاست های پولی و قوانین مالی منجر به عدم تلاش های اضافی به سمت همگرایی ساختاری بیشتر ، به واگرایی های بزرگتر در تحولات ساختاری اقتصادهای ملی در ارزاتحاد. اتصال. بخش 4 نتیجه گیری آزمایشی را ارائه می دهد.

1 - همگرایی اسمی ، واقعی و ساختاری: اتحادیه نزدیکتر؟

4 مورد به طور شهودی ساده ، همگرایی در واقع یک مفهوم چند بعدی و چندگانه است. حتی مفهوم عقل سلیم همگرا معمولاً با معنای مضاعف نزدیک شدن و شبیه سازی بیشتر در برخی یا ابعاد مربوطه همراه است. اما ابعاد مربوطه هنگام تجزیه و تحلیل همگرایی اقتصادی چیست؟اکثر اقتصاددانان احتمالاً موافق هستند که به عنوان اولین تقریب ، به فرایندی اشاره می کند که در آن سطح شاخص های کل عملکرد اقتصادی ملی نزدیک می شود.[1] حتی این تعریف گسترده به وضوح می تواند به این دلیل سؤال شود که ، در یک بازار واحد ، مصالح ملی ممکن است معنای کمی داشته باشند ، و همچنین این که معمولاً مصالح استفاده شده - مانند تولید ناخالص داخلی یا شاخص های قیمت مصرف کننده - در معرض محدودیت های بسیار شدید هستند. اگرچه در عمل ، همگرایی اغلب به درصد درصد تغییر اشاره دارد و نه سطح ، دلالت بر این دارد که دومی هرگز همگرا نخواهد شد.

5 نگاه به ماهیت آن دسته از مصالح که قرار است همگرا شوند ، تمایز بیشتری بین همگرایی اسمی ، واقعی و ساختاری ایجاد می شود. دومی ، احتمالاً گریزان ترین از نظر تعریف و اندازه گیری دقیق ، به این معنی است که ساختارهای اقتصادهای ملی بیشتر و بیشتر شبیه می شوند ، که احتمالاً هنگام نگاه به فرایندهای توسعه اقتصادی ، به معنای بسیار گسترده ای صادق است: از نظربه عنوان مثال ، ترکیب بخش تولید ، کشورهای توسعه یافته بسیار شبیه به نظر می رسند. همگرایی اسمی مربوط به شاخص های پولی و مالی است: معمولاً این مفهوم در زمینه اهداف سیاست پولی ، با اشاره به نرخ تورم و/یا نرخ بهره اسمی استفاده می شود ، اما ممکن است شامل شاخص های وضعیت مالی بخش دولتی نیز باشد. در مقابل ، همگرایی واقعی معمولاً با وضعیتی همراه است که سرانه درآمد واقعی و/یا استانداردهای زندگی در حال نزدیک شدن است ، به این معنی که نرخ رشد سرانه تولید ناخالص داخلی برای کشورها - یا مناطق ، در زمینه سیاست های ساختاری و منطقه ای اتحادیه اروپا متفاوت است- داشتن شرایط اولیه مختلف: مفهوم در اینجا معمولاً "جلب توجه" است ، که به موجب آن کشورها/مناطق فقیر و نسبتاً عقب مانده تر نیاز دارند تا از نرخ رشد سریعتر به منظور همگرایی - از نظر سطح درآمد - به سمت مناطق ثروتمند استفاده کنند.

6 در زمینه ادغام اروپا ، این مفاهیم مختلف همگرایی همه در مراحل مختلف و در شرایط مختلف ، غالباً با سردرگمی و سوء تفاهم های زیادی برانگیخته شده اند. این همگرایی واقعی ، همانطور که در بالا تعریف شد ، باید حداقل یکی از اهداف نهایی ادغام اروپا در نظر گرفته شود. اما این که آیا سایر مفاهیم همگرایی ممکن است در بعضی موارد به این منظور خدمت کنند ، یا ممکن است برای رسیدن به اهداف واسطه ای دیگر ضروری باشد ، احتمالاً قابل بحث تر است.

2-ماستریخت و اتحادیه پولی: اجباری (جعلی؟) همگرایی اسمی

7A از نتیجه گیری گزارش Delors (1989) ، بخش پولی پیمان ماستریخت به عنوان پاسخ به دو مشکل مجزا منظور شده است. یکی مربوط به عملکرد بلند مدت یک بازار واحد بود: آیا در صورت عدم وجود یک ارز مشترک ، می توان یک بازار واحد کاملاً یکپارچه و آزاد شده داشت؟یا به عبارت دیگر ، آیا یک بازار واحد می تواند در دنیای مالی جهانی و پول ملی و بانکهای مرکزی خودمختار زنده بماند؟سؤال دوم عملی تر بود: آیا می توان اتحادیه پولی را بدون نوعی همگرایی مقدماتی بدست آورد؟و به وضوح ، برای پدران بنیانگذار اتحادیه پولی اروپا ، پاسخ "نه" برای هر دو بود.

8 از دیدگاه نظری ، اولین پاسخ منفی ، پیامد به اصطلاح مثلث ناسازگاری Mundell است ، [2] که بیان می کند که داشتن تحرک سرمایه کامل ، نرخ ارز ثابت و بانکهای مرکزی مستقل و مستقل غیرممکن است. این دیکتاتیک نظری ، در عمل ، با عملکرد سیستم پولی اروپا (EMS) که حداقل در ابتدا با کنترل سرمایه و نرخ ارز بسیار دقیق عمل کرده بود ، مورد تأیید قرار گرفته بود ، و سپس با بانک های مرکزی ملی وابسته تر به این امرجهت گیری های سیاست پولی تعیین شده توسط "رهبر" ، یعنی Deutsche Bundesbank.[3]

9 پاسخ اول ، مشکل دوم مربوط به نحوه دستیابی به اتحاد پولی به بهترین وجه است. موقعیت دیرینه دولت های فرانسه همیشه این بود که اروپا باید در یک مرحله به اتحادیه پولی برود ، بدون اینکه ابتدا در مورد همگرایی اقتصادی یا اسمی نگران نباشد ، و بقیه پیروی می کنند. برعکس ، موضع سنتی آلمان ، که در گزارش "Delors" حاکم بود ، این بود که همگرایی باید پیش از اتحاد پولی باشد ، که دلالت بر به اصطلاح "رویکرد تاج گذاری" برای معرفی یک ارز واحد دارد.

علاوه بر این ، همانطور که مشهور است ، "معیارهای همگرایی" که در نهایت در پیمان ماستریخت قرار گرفتند یکنواخت بودند و همه چیز در مورد همگرایی اسمی بود ، به معنای بسیار خاص: ثبات نرخ مبادله ، همگرایی نرخ تورم به پایین ترینآنهایی که ، همگرایی نرخ بهره طولانی مدت و اسمی نیز به سمت پایین ترین افراد و معیارهای مشهور مالی عمومی-کسری عمومی زیر 3 ٪ تولید ناخالص داخلی و نسبت بدهی عمومی زیر 60 ٪-که در آن زمان در ثبات و بازگردانده می شودپیمان رشد موجود در پیمان آمستردام به عنوان وسیله ای برای رشته مالی امور مالی برای کشورهای عضو منطقه یورو پس از بهره برداری اتحادیه پولی.

با توجه به این ، به نظر می رسد که این برند خاص از همگرایی اسمی برای بسیاری از کشورهای اروپایی ، به ویژه در زمینه پیش بینی نشده از عواقب اتحاد آلمان بسیار پرهزینه است: در واقع ، در اوایل دهه 1990 ، تنش های ناشی از فشارهای تورمی در آلمان و نتیجه آنافزایش نرخ بهره توسط Bundesbank منجر به بحران طولانی EMS در سالهای 1992-1993 و رکود شدید شد که در همان سالها به اقتصادهای اروپا رسید و برای اولین بار در تاریخ پس از جنگ ، اروپایی و ساخته شده توسط اروپایی و ساخته شده بود. در واقع بانک مرکزی ساخته شده است. در نتیجه این قسمت ناگوار ، اولین معیار ماستریخت باید مجدداً تفسیر شود ، در حالی که موارد دوم و سوم در عمل با کاهش قابل توجه نرخ تورم که در دهه 1990 رخ داد ، تا حدودی به دلایل منشأ خارج از اتحادیه اروپا و در عمل کاهش یافتند. ارتباط با فرایند جهانی سازی به طور کلی (جدول 1).

میزان تورم

Table 1

میانگین 1979-1988 میانگین 1989-1998 میانگین 1999-2008 AT 3،95 2،61 1،86 BEL 5،04 2،34 2،16 DEU 3،02 2،74 1،50 ESP 3،55 3،27 FIN7،27 2،73 1،77 FRA 8،10 2،17 1،77 GRC 20،02 12،21 3،21 IRL 10،26 2،56 3،72 ITA 12،06 4،62 2،35 لوکس4،91 2،41 2،37 NLD 3،18 2،33 2،23 PRT 18،74 7،04 2،96 یورو 1،71 2،20 نوع ECART 5،98 2،95 0،70 منبع:OECD ، محاسبات توسط Jérôme Creel

میزان تورم

12 با نگاهی به گذشته، به نظر می رسد که این برند خاص از همگرایی اسمی برای بسیاری از کشورهای اروپایی بسیار پرهزینه بود، به ویژه در زمینه پیش بینی نشده عواقب پس از اتحاد آلمان: در واقع، در اوایل دهه 1990، تنش های ناشی از فشارهای تورمی در آلمان و متعاقب آنافزایش نرخ بهره توسط Bundesbank منجر به بحران طولانی EMS در سال های 1992-1993 و رکود شدیدی شد که در همان سال ها اقتصادهای اروپایی را تحت تأثیر قرار داد و برای اولین بار در تاریخ پس از جنگ، ساخت اروپا ودر واقع ساخته شده توسط بانک مرکزیدر نتیجه این اتفاق ناگوار، اولین معیار ماستریخت باید بازتفسیر می شد، در حالی که معیار دوم و سوم در عمل با کاهش بسیار چشمگیر نرخ تورم که در طول دهه 1990 رخ داد، تا حدی به دلایلی که خارج از اتحادیه اروپا و خارج از اتحادیه اروپا منشأ داشت تا حدودی کاهش یافت. به طور کلی با فرآیند جهانی شدن ارتباط دارد (جدول 1).

13 اما ترکیبی از اتحاد آلمان با تامین مالی مالی و رکود اقتصادی ناشی از پول محدود منجر به انفجار کسری بودجه عمومی و بدهی عمومی در همه کشورها، و به ویژه در دو کشور بزرگ هسته مرکزی - آلمان و فرانسه - شد که نسبتاً دچار مشکل شده بودند. نسبت بدهی های پایین تا آن زمان و در واقع «معیارهای مالی عمومی» را در معاهده ماستریخت به عنوان ابزاری برای نظم بخشی به «کشورهای کلاب مد» تحمیل می کرد، همانطور که در بحث های سیاسی داخلی آلمان در سال های قبل از تکمیل آن نامگذاری شد. اتحادیه پولی اروپا (جدول 2).

کسری بودجه عمومی (درصد تولید ناخالص داخلی)

Table 2

میانگین 1979-1988 میانگین 1989-1998 میانگین 1999-2008 AU T-3, 2 6-3, 4 1-1, 51 BE L-10, 6 1-5, 2 6-0, 27 DE U-2, 3 9-2, 4 0-1, 99 ES P-4, 7 2-4, 78 0, 15 FIN 3, 4 9-1, 84 3, 87 FR A-2, 1 5-3, 9 0-2, 68 GR C-7, 0 9-9, 2 6-4, 25IR L-10, 2 7-1, 43 1, 35 IT A-10, 4 6-8, 3 9-2, 80 LUX 2, 15 2, 27 NL D-4, 6 2-3, 1 8-0, 32 PR T-6, 62-5, 1 2-3, 41 EUR O-4, 5 4-4, 2 2-1, 74 Ecart-type 4, 30 3, 06 2, 44 منبع: OECD, Calculations by Jérôme Creel

کسری بودجه عمومی (درصد تولید ناخالص داخلی)

14 هرچند بیش از حد انتظار طول کشید - تحقق معیارهای "ماستریشت" توسط اکثر 15 کشور عضو اتحادیه اروپا در سال 1996 از دسترس خارج شد ، تاریخی که در ابتدا در پیمان راه اندازی اتحادیه پولی انتخاب شد - سرانجام همگرایی اسمی سرانجاماتفاق افتاداما این نتیجه پیش بینی شده کاملاً نبود: در سال 1998 ، نرخ تورم در همه جا پایین بود ، و بنابراین نرخ بهره بلند مدت بود ، دومی آنقدر شبیه به هم بودند که گسترش تقریباً از بین رفته بود. انتظار از یک اتحاد پولی موفق ، نرخ ارز را به حالت ایستاده به ارمغان آورده است. اما کسری های عمومی ، گرچه زیر 3 ٪ آستانه تولید ناخالص داخلی ، به طور خطرناکی در اکثر کشورهایی که به اتحادیه ارز پیوستند ، به طور خطرناکی از سقف تحمیل شده نزدیک بودند. و نسبت بدهی عمومی بالاتر از 60 ٪ حد ناخالص داخلی در بسیاری از کشورهای عضو بود. بنابراین ، ادغام امور مالی عمومی تا حد زیادی به وجود آمده بود ، و باید در یک محیط کاملاً متفاوت نهادی انجام شود ، که این امر بسیار کمتر از آنچه که در ابتدا برنامه ریزی شده بود ، کاهش بدهی را نیز کمتر نشان می داد. بیشتر اعضای اتحادیه ارزی تازه ایجاد شده در صورت وجود شوک منفی ، هیچ حاشیه ای برای Manœuvre وارد نشده اند و البته چنین شوک هایی به زودی آینده خواهند بود.

علاوه بر این شرایط ناگوار ورود ، لازم به ذکر است که همگرایی اسمی که در نیمه دوم دهه 1990 مشاهده شد ، در جریان اتحادیه پولی ، با کمک سیاست های کلان اقتصادی متنوع در عضو مختلف به دست آمدایالت ها. اول ، برای تحقق معیارهای کسری ، باید سیاست های مالی ملی برای چند سال در کشورهایی مانند فرانسه و ایتالیا محکم نگه داشته شود. این امر ادامه ریاضیات مالی پس از دستیابی به هدف پیوستن به "باشگاه پولی" اروپا ، از نظر سیاسی دشوار بود. دوم ، و حتی مهمتر از همه ، ثبات نرخ ارز اسمی و تورم پایین نتایج سیاست های پولی ملی بسیار تنگ در کشورهایی بود که در دهه 1980 و اوایل دهه 1990 از تورم بالاتر از میانگین رنج می بردند ، تمرکز بر همگرایی اسمیبه عنوان همتایان دوره ای از سرمایه گذاری کم داشته است و منجر به رشد بهره وری نسبتاً ضعیف و تمایل به قدردانی واقعی ارزهای ملی کشورهای مستعد تورم می شود.

علائم واگرایی واقعی 16th تقریباً توسط اکثر ناظران نادیده گرفته شده و در واقع توسط شرکت کنندگان در بازار مالی-از جمله آژانس های رتبه بندی-کاملاً نادیده گرفته شده است ، و تسریع در همگرایی نرخ بهره اسمی بلند مدت است.[4]

3 - متحد در تنوع: آیا پایدار است؟

17 ، حتی اگر مرحله اولیه همگرایی اسمی موفقیت آمیز تلقی شود ، 11 کشور 15 کشور را برای ورود به آن - یونان فقط چند سال بعد پیوستند ، در حالی که سه نفر باقی مانده همه تصمیم گرفته بودند که نمی خواهند بپیوندند - ،شرایط اولیه ناهمگن بود: قبلاً کشورهای مستعد تورم با یک برابری ارزشمند وارد ارز واحد می شدند ، در حالی که برعکس برای اکثر شرکاء صادق بود ، به استثنای آلمان ، جایی که تحولات دستمزد در سالهای پس از اتحاد باعث از دست دادن رقابت می شد؛و شرایط مالی عمومی در اکثر کشورهای عضو ، به ویژه کشورهای بزرگ - آلمان ، فرانسه و ایتالیا - با نسبت بدهی بالاتر از 60 ٪ از تولید ناخالص داخلی و کسری عمومی نزدیک به 3 ٪ از حد تولید ناخالص داخلی مطلوب نبود.

18 در یک زمان ایجاد شده ، اتحادیه پولی اروپا دیگر نمی تواند حاوی ظهور واگرایی ، چه اسمی و چه واقعی باشد. اول ، به دلیل تفاوت در ساختار اقتصادهای ملی کشورهای عضو - در بخش های بانکی ، در عادات وام گرفتن ، در بازارهای املاک و مستغلات ، بلکه در بازارهای کار و بازارهای کالا - ، سیاست پولی یکنواخت شرایط پولی یکسان را در همه جا ارائه نمی دهد. و در عوض ، به واسطه واگرایی های اسمی متولد شده ، برخی از کشورهای عضو دارای نرخ تورم به طور منظم بالاتر از حد متوسط هستند (جدول 1) و ، اغلب ، هزینه کار واحد افزایش می یابد (جدول 3). علاوه بر این ، به دلیل قوانین نمایندگی یکنواخت کشور در شورای بانک مرکزی اروپا و یک فرایند تصمیم گیری در مورد سیاست های پولی که تمایل به وزن بیش از حد به کشورهای کوچک دارد ، [5] جهت گیری کلی سیاست پولی مشترک ، به طور متوسط تمایل بهبیش از حد محکم ، منجر به نرخ تورم بسیار پایین در تعدادی از کشورهای اصلی ، بلکه همچنین نرخ بهره واقعی با مداوم بالا و همچنین تمایل به قدردانی خارجی یورو پس از سال 2000 (Fitoussi and Le Cacheux ، eds. 2009). بنابراین ، به راحتی می توان نشان داد که سیاست پولی در منطقه یورو ، زیرا توسط دستورالعمل ECB برای پیگیری ثبات قیمت دیکته شده است و به دلیل این که این نتیجه یک سازش نامتعادل بین کشورهای با تورم بالا است ، تمایل داردمحدودتر از آنچه کشورهای با تورم کم در انزوا پولی انتخاب می کردند ، حتی با ترجیحات ثبات بدون تغییر. از این نظر ، موارد آلمان و فرانسه با نرخ تورم از نظر تاریخی به طور متوسط در طول دوره کاملاً بیان شده است.

هزینه کار واحد (نرخ رشد سالانه)

Table 3

میانگین 1979-1988 میانگین 1989-1998 میانگین 1999-2008 AT 3،50 2،06 0،90 BEL 3،21 2،66 1،85 DEU 2،90 1،69 0،14 ESP 9،65 5،65 3، 12 باله 7،59 1،79 1،61 FRA 7،11 1،80 1،89 GRC 20،51 12،62 4،35 IRL 9،16 1،84 3،65 ITA 11،51 3،82 2، 92 لوکس 4،03 2،67 2،83 NLD 1،76 1،52 2،29 PRT یورو 3،14 2،69 1،69 نوع ECART 5،42 3،27 1،22 منبع: OECD ، محاسباتتوسط Jérôme Creel

هزینه کار واحد (نرخ رشد سالانه)

19 در زمینه نرخ تورم ناهمگن ، نرخ بهره اسمی کوتاه مدت یکسان و موارد بلند مدت بسیار مشابه به وضوح به معنای نرخ بهره واقعی بسیار متفاوت بود ، برخی از کشورها ، مانند ایرلند ، اسپانیا یا یونان ، از نرخ واقعی بسیار کم برخوردار هستند ، در حالی که دیگران-باز هم بیشتر موارد بزرگ - باید با نرخ واقعی بسیار بالاتر تحمل کنند (جدول 4). در حالی که این وضعیت امور تمایل به سهولت در ادغام مالی در گذشته دارد ، در نتیجه پویایی بدهی ساده ، آن را در دومی پرهزینه تر کرده است: نرخ بهره واقعی بالا تمایل به ایجاد سرمایه گذاری خصوصی پایین تر ، از این رو رشد اقتصادی پایین تر ،و بنابراین یک "شکاف بحرانی" بزرگتر - تفاوت بین نرخ بهره و نرخ رشد که باعث پویایی بدهکاری می شود [6]. علاوه بر این ، نرخ بهره واقعی به طور دائم پایین به نفع افزایش بدهی بخش خصوصی در گذشته بوده است و به رشد اقتصادی رشد اقتصادی (جدول 5) و افزایش قیمت بیش از حد املاک و مستغلات اضافه می شود. یک نتیجه کلان اقتصادی که سالها به طور عمده مورد توجه قرار گرفت ، نقص حساب جاری بزرگتر بود که توسط کشورهایی که از رشد اقتصادی بالاتر و پایین تر از متوسط نرخ بهره واقعی برخوردار بودند ، جمع آوری شد (جدول 6).

نرخ بهره واقعی بلند مدت

Table 4

میانگین 1979-1988 میانگین 1989-1998 میانگین 1999-2008 AUT 4،32 4،40 2،60 BEL 5،81 5،20 2،27 DEU 4،80 2،81 ESP 5،03 1،16 Fin2،91 6،62 2،65 FRA 4،32 5،27 2،61 GR C-1،75 5،58 0،66 IRL 3،53 5،47 0،70 ITA 2،79 6،18 2،22لوکس 5،83 4،20 0،97 NLD 5،22 4،61 2،15 PRT 4،04 6،76 1،55 یورو 2،21 نوع ECART 2،11 0،89 منبع: OECD ،محاسبات توسط Jérôme Creel

نرخ بهره واقعی بلند مدت

نرخ رشد واقعی (سالانه)

Table 5

میانگین 1979-1988 میانگین 1989-1998 میانگین 1999-2008 AUT 2،21 2،66 2،27 BE 2،04 2،09 2،27 DEU 1،97 2،52 1،56 ESP 2،22 2،69 3، 54 باله 3،70 1،74 3،36 FRA 2،24 1،96 2،16 GRC 0،73 1،95 4،15 IRL 2،84 6،58 5،85 ITA 2،78 1،58 1، 36 لوکس 3،81 4،93 4،88 NLD 1،72 3،17 2،35 PRT 3،27 3،17 1،70 یورو 2،23 2،25 2،12 ECART-TYPE 0،87 1 ،47 1،41 منبع: OECD ، محاسبات توسط Jérôme Creel

نرخ رشد واقعی (سالانه)

حساب جاری (٪ از تولید ناخالص داخلی)

Table 6

میانگین 1979-1988 میانگین 1989-1998 میانگین 1999-2008 AU T-0،4 3-1،20 0،57 BEL 0،52 4،68 3،26 DEU 1،43 0،12 3،23 ES P-0،5 7-1،7 3-5،90 بال ه-1،4 2-07 5،93 FR A-1،10 0،48 0،42 GR C-4،5 8-3،2 8-8،75 IR L-6،19 1 ،4 2-2،00 IT A-0،74 0،4 9-1،26 LUX NLD 2،17 4،11 5،17 PR T-3،4 1-2،0 1-9،13 یورو 0،05 0،26 0 ،31 ECART از نوع 2،52 2،44 5،27 منبع: OECD ، محاسبات توسط Jérôme Creel

حساب جاری (٪ از تولید ناخالص داخلی)

20 با این مشکلات ، و مجهز به ابزار سیاست مشترک دیگری به غیر از سیاست پولی مشترک و هیچ دستگاه هماهنگی واقعی (Le Cacheux ، 2007) ، دولت های ملی با انتخاب کمی انتخاب کردند اما برای پیگیری استراتژی های فرصت طلب به منظور پیروی از قوانین مالی موجوددر پیمان ثبات و رشد و رسیدن به اهداف سیاست اقتصادی ملی خودشان [7]. این استراتژی های غیر تعاونی و ملی عمدتاً از دو نوع بودند: رقابت مالیاتی و اعتدال دستمزد ، هر دو راه برای تقویت رقابت شرکتهای داخلی ، اما بیشتر از انواع "گدا-این و همسایه".[8] آنها جذاب تر شدند زیرا قدردانی بیرونی یورو باعث شد تا رقابت با هر هزینه ای بازگرداندن رقابت را فوری تر کند (Fitoussi and Le Cacheux ، 2009).

4 - سخنان پایانی: ادعای فدرالیسم مالی

21th ، به طور خلاصه ، می توان ادعا كرد كه فرایند همگرایی اسمی كه توسط پیمان ماستریخت طراحی شده است ، واگرایی های بزرگی را برای ورود به اتحادیه مونته اروپا ایجاد می كند ، بخشی از آن به دلیل ویژگی های ذاتی آن ، تا حدودی در نتیجه شرایط غیرقابل پیش بینی است. این اختلافات اولیه در شاخص های واقعی با عملکرد سیاست های پولی مشترک و تأثیرات متمایز آن بر اقتصاد ملی کشورهای عضو و استراتژی های ملی فرصت طلب که توسط دولت های ملی انتخاب شده اند ، به عنوان پاسخی به عدم هماهنگی مؤثر و بهمشوق های خاص که توسط محیط نهادی فعلی ایجاد می شود.

22 این بحران اقتصادی فعلی ممکن است به عنوان عاملی در گسترش این واگرایی های واقعی تلقی شود ، اما حداقل تا حدی نیز به عنوان یک وسیله مکاشفه عمل می کند و از تفاوت هایی که مدت ها قبل وجود داشته است ، رونمایی می کند ، اما به ویژه با مالی نادیده گرفته شده است. شرکت کنندگان در بازاراز این رو ، به وضوح ، مجدداً گسترش نرخ بهره بلند مدت و حق بیمه خطر ، که بخشی از آنها نرخ واقعی را به هم می رسانند ، ممکن است به عنوان اصلاح همگرایی بیش از حد اسمی در گذشته تعبیر شود.

23 آیا این واگرایی های قابل مشاهده تر نشان می دهد که منطقه یورو در معرض خطر انفجار قرار دارد؟احتمالاً نه: مجدداً نظم و انضباط در بازار مالی حداقل تا حدودی بیش از حد ، بیش از حد است. و ممکن است انتظار داشته باشد که دولت های اروپایی و بانک مرکزی اروپا اجازه دهند واگرایی ها به این نتیجه برسند که دیگر نتوانند مدیریت شوند.

24 به طور کلی ، آیا تداوم واگرایی واقعی در بین اقتصادهایی که اتحادیه ارز را تشکیل می دهند مشکل است؟مطمئناً اینطور نیست ، و برخی حتی استدلال می كنند كه چنین اختلافاتی و در واقع واگرایی از آنها استقبال می شود ، زیرا آنها ناشی از فرآیند صحیح تخصص و افزایش ظرفیت های تولید است كه توسط بازار واحد و محیط واحد واحد ترویج می شود [9]. در واقع ، در کشورهای موجود ، مناطق می توانند به عنوان تشکیل یک اتحادیه پولی و بخش هایی از یک بازار واحد در نظر گرفته شوند و آنها به وضوح در معرض فرآیندهای تمایز قرار می گیرند. تجزیه و تحلیل در سنت تئوری "منطقه ارز بهینه" (Mundell ، 1961) به بررسی شرایطی که این واگرایی های واقعی اتحادیه ارز را به خطر نمی اندازد و منجر به مشکلات مهم در مدیریت کلان اقتصادی اتحادیه نمی شود. چنین شرایطی شامل تحرک سرمایه ، تحرک کار و/یا انعطاف پذیری در بازار کار است و در واقع این جنبه ها به طور مداوم توسط کمیسیون اتحادیه اروپا و بانک مرکزی اروپا ارتقا یافته است. اما سابقه آهنگ تاکنون به وضوح برای ضمانت نوع تنظیماتی که ممکن است لازم باشد کافی نیست. علاوه بر این ، پایداری و پیمان رشد - یا به اصطلاح اجرای عملی آن ، با توجه به شرایط اولیه - استقلال مالی دولت های ملی را در شرایطی محدود می کند که سیاست های مالی ملی یکی از معدود ابزارهای باقی مانده در دست دولت های ملی است.

25 برای چنین اختلافات مداوم قابل دوام ، چه از نظر سیاسی و چه از دیدگاه اقتصادی ، احتمالاً لازم است مجموعه ای از قوانین منسجم تر در مورد انتخاب سیاست های ملی ، از جمله دستگاه هایی برای هماهنگی سیاست های مالی و محدودیت های سختگیرانه برای رقابت مالیاتی داشته باشیم. و ، همانطور که بیش از 30 سال پیش توسط "گزارش MacDougall" مطرح شد ، ممکن است یک اتحادیه پولی در صورت عدم وجود پیشرفت های چشمگیر در جهت "فدرالیسم مالی" ، یا به صورت A نتواند عملکرد خوبی داشته باشد. بودجه بزرگتر و حساس تر از نظر چرخه ای اروپا یا با برخی از انواع "دولت اقتصادی" برای منطقه یورو.

یادداشت

در مورد مفاهیم مختلف همگرایی و معنای دقیق آنها از نظر آماری ، به عنوان مثال ، بارو و سالا-مارتین (1992) یا مقاله اخیر رابرت ای لوکاس جونیور (2009) و منابع موجود در آن را ببینید.

این دیدگاه در اروپا توسط به اصطلاح "گزارش Padoa-Schioppa" (کمیسیون اتحادیه اروپا ، 1986) محبوب شده بود ، و در واقع مثلث ناسازگاری اغلب "مثلث ناسازگاری Padoa-Schioppa" نامیده می شود.

این عدم موفقیت "نظم و انضباط در بازار مالی" ، که با ناپدید شدن حق بیمه ریسک مشخص می شود ، به عنوان نشانه اعتماد به نفس در موفقیت اتحادیه پولی تعبیر شد. این که این سیگنال های اشتباه ، به ویژه برای وام گیرندگان ، نیز تا حد زیادی نادیده گرفته می شد. به تجزیه و تحلیل در Flandreau ، Le Cacheux و Zumer ، 1998 مراجعه کنید.

در مورد مشکلات ناشی از ناهمگونی در اندازه کشور و عملکرد کلان اقتصادی در یک اتحادیه پولی ، به Laurent and Le Cacheux ، 2006 ، Fitoussi و Le Cacheux ، eds. ، 2007 مراجعه کنید.

اتفاقاً ممکن است ذکر شود که اینها "به تنهایی به دنبال آن هستند" ، یا "فکر کردن در مورد تجارت خود" به اصطلاح "روش باز هماهنگی" که توسط استراتژی لیسبون ترویج می شود ، تشویق شدند.

در مورد تئوری و شواهد رقابت مالیاتی در اتحادیه اروپا ، به جلد جمعی آینده ویرایش شده توسط Aujean و Saint-Etiee ، ویرایش ، 2009 ، به ویژه مقاله Aujean و Le Cacheux ، 2009 مراجعه کنید.

این دیدگاه ، به ویژه ، بر تحولات نظری به اصطلاح "جغرافیای اقتصادی جدید" است که توسط پل کروگمن ، برنده جایزه نوبل اخیر آغاز شده است. در مورد چنین ایده هایی در ساپیر و همکاران یافت می شود.، 2004.

فارکس حرفه ای...
ما را در سایت فارکس حرفه ای دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : مرتضی احباب بازدید : <-PostHit-> تاريخ : جمعه 4 فروردين 1402 ساعت: 11:34